الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
453
روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )
ابو طالب گفت . آيا گواهى مىدهى كه خدايى جز پروردگار يگانه نيست و محمد ( ص ) فرستاده اوست ؟ گفتم آرى و شهادتين بر زبان آوردم . ابو طالب گفت : فردا همين ساعت پيش من بيا . فرداى آن روز ابو ذر آمد . حلقهء آنان همچنان تشكيل شده بود و به پيامبر ( ص ) ناسزا و دشنام مىدادند . همچنان كه گرگ خبر داده بود ، ابو ذر ميان آنان نشست تا ابو طالب آمد و چون او آشكار شد ، آنان به يك ديگر گفتند بس كنيد كه عمويش آمد و آنان بس كردند . ( 1 ) ابو طالب آمد و نشست و همچنان تنها كسى بود كه سخن مىگفت . چون او برخاست ، من در پى او به راه افتادم . به من نگريست و همان سخنان را تكرار كرد . من پاسخ و شهادتين دادم و ابو طالب مرا به خانهيى برد كه پسرش جعفر در آن نشسته بود . سلامش دادم و پاسخ داد و پرسيد : چه كار دارى ؟ گفتم در جستجوى پيامبرى هستم كه ميان شما مبعوث شده است . پرسيد : با ايشان چه كار دارى ؟ گفتم : مىخواهم به او ايمان آورم و تصديقش كنم و هر فرمانى دهد مطيعش باشم . گفت : به شهادتين معتقدى ؟ گفتم آرى و بر زبان آوردم . جعفر مرا به حجرهيى برد كه حمزة بن عبد المطلب در آن بود . چون وارد حجره شدم ، سلامش دادم . پاسخ داد و پرسيد چه كار دارى ؟ گفتم : در جستجوى پيامبرى هستم كه ميان شما مبعوث شده است . پرسيد : با او چه كار دارى ؟ همان پاسخ را دادم و پرسيد : به شهادتين معتقدى ؟ گفتم آرى و بر زبان آوردم و او به حجرهيى مرا برد كه على ( ع ) در آن بود . همان گفتگوها تكرار شد و على ( ع ) مرا به حجرهيى برد كه رسول خدا ( ص ) در آن حجره بودند . پيامبر هم همان پرسش را فرمودند و پس از آنكه شهادتين بر زبان آوردم ، فرمودند : من رسول خدايم . آنگاه گفتند : اى ابا ذر ! اينك به سرزمين خود برگرد و خواهى ديد كه پسر عمويت درگذشته است . سهم ميراث خود را از مال او بگير و همان جا باش تا كار من آشكارا گردد . من به سرزمين خود برگشتم و دانستم كه پسر عمويم درگذشته و مرگ او همان هنگام بوده كه رسول خدا خبر داده است و مال بسيارى از او به جا مانده است . من اموال او را كه ميراث من بود گرفتم و در سرزمين خود ماندم و چون دعوت پيامبر ( ص ) آشكار شد به حضورش باز آمدم . « 1 »
--> ( 1 ) . اين روايت هم با ذكر سلسلهء اسناد و همراه با روايات متعدد ديگرى به نقل از امالى صدوق و كتابهاى ديگر از صفحهء 393 تا 437 جلد 22 بحار الانوار ، چاپ جديد آمده است . بيهقى هم در دلايل النبوه روايت مفصلى در صفحات 294 تا 297 ترجمهء جلد اول آورده است كه به احتمال قوى از طبقات ابن سعد استفاده كرده است . رك . به : صفحهء 161 بخش اول جلد چهارم طبقات ، چاپ بريل ، 1321 قمرى . م .